مدیریت چیست؟

اساساً زمانی که نیاز باشد بین دو چیز متفاوت ارتباطی برقرار گردد، برای اثربخشی بیشتر و افزایش بهره وری نیاز به کنترل این ارتباط بوجود می آید. به مجموعه فرآیندهایی که در این تصمیم گیری نقش دارند را مدیریت گویند و میدانیم که تصمیم گیری همواره برای پیش برد اهداف آتی هست و در آینده هیچ گونه قطعیتی وجود ندارد. هرچقدر آینده دورتری مورد هدف ما باشند عدم قطعیت اهمیت بیشتر خواهد داشت. یکی از ابزارهای مورد استفاده در برای کاهش این عدم قطعیت، بهره گیری از سیر روند رشد و تکامل در گذشته و مدل سازی رفتارهای آتی هست. لذا در دست داشتن اطلاعات کافی از گذشته و حال محیط پیرامون باعث شناخت بیشتر خواهد بود و تاثیر زیادی در اتخاذ تصمیمات آتی خواهد شد.

پس از انقلاب صنعتی و شکوفایی تکنولوژی و متعاقب آن ایجاد تولید انبوه باعث شد که مشاغل و حرفه ها بصورت تخصصی رشد پیدا کند. و ارتباط بین مشاغل از ابتدایی ترین دغدغه مدیریت در آن زمان بود اگرچه علم مدیریت نیز از این مهم مستثنی نبود. بنیانگذار علم مدیریت بشیوه ای که امروز آن را میشناسیم فردریک وینسلوتیلور بود

تئوری مدیریت تیلور برپایه نگرش تک‌بعدی و مکانیزم ماشینی در انسان پایه ریزی شد. اگرچه این تئوری در زمان خود تحولی شگرف در پیشبرد اهداف صنعتی داشت اما باتوجه به سلسله مراتب نیاز پس از رشد و آگاهی جوامع دیگر پاسخگوی زمان حاضر نیست.

سلسله مراتب نیاز مدیریت

بقاء

اساس رسالت مدیریت در حفظ بقاء خلاصه می‌شود بدین معنا که اگر حیات یک سازمان را بعنوان یک موجود زنده در نظر بگیریم در ابتدا می بایست تداوم حیات وجود داشته باشد سپس به مسائل پیشرفت او اندیشید.

پیشرفت

عدم پیشرفت یک سازمان به منزله موجود ناقصی هست که نتوانسته با گذشت زمان خود را براساس نیازهای ذاتی خود و محیط پیرامون خود تطبیق بدهد.

اثربخشی

اساساً سازمانها زمانی که به بلوغ خود می رسند اگر نتوانند در محدوده فعالیت خود تاثیرگذار و اثربخش باشند بزودی ناگزیر به حذف شدن خواهند بود

دغدغه های مدیریت

گذشته

هر سازمانی براساس نیاز جامعه پیرامون خود بوجود آمده است و درصورتی که مدیریت قادر به درک این نیاز نباشد در بازار رقابتی نخواهد توانست برای مدت طولانی حفظ بقاء داشته باشد

آینده

همانگونه که گفته شد حفظ بقاء سازمان از اهداف اصلی یک مدیریت هست و سازمان ها برای حفظ خود در بازارهای رقابتی همواره در تکاپو می باشند

حال

باور داشته باشیم یا نه شرایط حاضر یک سازمانها حاصل تصمیمهای گذشته مدیران آن سازمان هست. زمان حاضر پل ارتباطی میان گذشته و آینده است. درصد بالایی از سازمانها بدلیل ترسهایی که در پیکره مدیریت سازمان وجود دارد همچنان در گذشته به سر می برند. و این باعث از دست رفتن فرصت های آتی هست.

در صورتی که مدیران امروز نتوانند با بهره گیری از اطلاعات گذشته، دانش امروز آینده را پیش بینی کنند و برای رسیدن به آینده مطلوب تصمیم سازی کنند محکوم به نابودی خواهند بود.

شاخص های ارزیابی عملکرد مدیریت

گفته می‌شود که هر آن چیزی که قابل‌اندازه‌گیری نباشد قابل ارزیابی هم نیست. برای ارزیابی عملکرد مدیریت هم نیاز به در نظر گرفتن شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری هست. اصولاً مقدار سود به‌دست‌آمده حاصل از عملکرد مبتنی بر بقاء، پیشرفت و اثربخشی سازمان میزان موفقیت عملکرد مدیریت آن سازمان تلقی می‌شود. از آنجایی که میزان گردش مالی و سود حاصل از این مهم موثرترین شاخص در این مورد می‌باشد لذا نسبت بازگشت سرمایه و نسبت سود اقتصادی به میزان سهام دو شاخص مهم و کاربردی در ارزیابی عملکرد هر سازمان می‌باشد. طبق فرمول های حسابداری سود خالص برابر است با سود واقعی منهای هزینه  ها

هزینه = سود سرمایه گذار+ هزینه لوازم استیجاری + منافع تامین کنندگان + منافع کارکنان + منافع مشتریان + هزینه نگهداشت + مالیات

پرواضح است که یکی از عوامل مؤثر در افزایش سود کاهش هزینه‌ها می‌باشد اما کوته‌نظری عده‌ای از مدیران و حسابداران پارینه‌سنگی در نگرش تک‌بعدی به سودآوری سازمان باعث انحراف شدید صنعت از عدالت اجتماعی به سمت سودجویی و ثروت‌اندوزی گردید. بدان معنا که باظرافت و ترفندهایی زیرکانه و سودجویانه سعی بر کاهش غیرمنطقی هزینه‌ها  دارند.